۱۳۹۲/۱۰/۰۶

کسی که برایش دعوت نرسید باشد آیا به توحید مکلف است؟


سوال

اگر دين اسلام ودعوت اسلام براي كسي نرسد آيا اين شخص مكلف به توحيد است؟ اگر است چي قسم ؟ اگر نيست چي قسم ؟ تشريح دهيد.

............................................

جواب

چنين كسي مكلف به توحيد وشناختن پروردگار خود است، زيرا اين شخص بايد به عقل خود معرفت خداوند عزوجل وتوحيدش را حاصل كند، زيرا عقل آن رسول الهيست كه انسان را به چنين چيزي واميدارد، يعني اگر انسان ازعقل خود استفاده بكند، ميتواند خداوند عزوجل را شناخته وتوحيدش را درك كند، وعقل نزد فلاسفه جوهريست مجرد ازماده متعلق به بدن باتعلق تدبير وتصرف، ودرشريعت مدركي است انساني كه دربدن انسان است ، وبدن انسان را تصرف ورهبري ميكند، كه محلش را قلب ناميده است چنانچه خداوند عزوجل درقرآنكريم ميفرمايد: " لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا" (سوره اعراف ايه 179

يعني آنها دلهايى دارند كه با آن در نمى يابند، پس اين شخص بخاطر داشتن عقل خود مكلف است كه وجود وتوحيد خداوند عزوجل را معلوم بكند. چنانچه از اين آيه قران هم چنين معلوم ميشود،: قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي ٱللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلأَرْضِ.(سورة ابراهيم ايه 10) يعني گفت پيامبران آنها آيا دروجود خدا پديد آرنده آسمانها وزمينها شكي است؟ يعني شكي نيست زيرا اين مخلوقات ، آسمانها وزمينها وغيره.... بروجودش دلالت ميكند.

چنانچه يك اعرابي درباره شناختن خداوند سوال كرده ميشود اودرجوابش ميگويد: إن البعرة تدلّ على البعير ، وآثار القدم تدلّ على المسير ، فهيكل علويّ بهذه اللطافة ، ومركز سفليّ بهذه الكثافة ، أما يدلّان على الصّانع الخبير؟(زاد المسير)

يعني پشگل دلالت برشترميكند، اثار پاها دلالت بر راه رو ميكند، پس چنين جسم بلندي بااين لطافت وظرافت (يعني آسمان) ومركز پاييني بااين سختي ( يعني زمين) آيا برسازنده دانا دلالت نميكند؟

همچنين ازامام ابوحنيفه (رح) روايت است كه اگر كسي دريك كوه وياجنگلي دور ازشهروقريه ودور ازانسانهاي ديگر بزرگ شود وهيچ انساني ديگري را نبيند، اين شخص مكلف است كه به عقل خود وجود وتوحيد خداوند (ج) را بداند.

خلاصه اينكه هرانسان وقتيكه به اين نظام عجيب وغريب نگاه بكند ، وبا اين بزرگي اين نظام را چنين منظم ببيند بايد اين را درك كند، كه حتما براي اين نظام، خالق قادر وجود دارد، كه آنرا تصرف وتدبير ميكند،

هیچ نظری موجود نیست: